دزدي بسبك جديد...

نوشته همايون رقابي

در ميدانهاي تره بار غرفه هاي مختلفي براي ارائه اجناس وجود دارد. يك يا چند غرفه هم براي عرضه ميوه هاست. در اين غرفه ها معمولا دو سه نفر هستند كه هرچه را مشتري بخواهد برايش توي كيسه نايلن ميريزند و مشتري هم به پاي ترازو براي توزين و پرداخت پول ميرود.

معمولا جلو ترازو صفي از مشتريان وجود دارد كه بنوبت اجناس خود را كشيده و پول آنرا پرداخت مينمايند.

خانمي كه با حرف "ف" نامش را بيان ميكنيم تعريف ميكرد و ميگفت: در يكي از اين غرفه ها من متوجه شدم زني ميوه ها را ميدزدد. سبك دزدي او تازه بود.

اين خانم يك بچه همراهش بود كه او را جلوي غرفه عرضه ميوه رها ميكرد و خودش براي گرفتن ميوه به مسئول مربوطه مراجعه ميكرد. وقتي نايلن پر از ميوه را ميگرفت ظاهرا در صف منتظران جلوي ترازو ميايستاد. بعد ناگهان بچه اش را صدا ميكرد و مانند كسي كه نگران شده است از مغازه خارج ميشد و با صدا كردن مجدد بچه اش او را كه بر حسب سفارش قبلي كمي دورتر ايستاده بود پيدا ميكرد و همراه او بدون پرداخت پول به منزل ميرفت.

اين صحنه را چند بار خانم "ف" ديده و آن خانم را كاملا شناسائي كرده بود.

در فروشگاههاي بزرگ هم كه قسمتي از اجناس خود را جلوي مغازه ميگذاشتند اين خانم ديده شد و به بهانه اينكه ميخواهد جنسي را بخرد تعدادي از آنها را در كيف خود ميگذاشت و بمحض اينكه ميديد سر صاحب مغازه شلوغ است دست بچه اش را ميگرفت و بدون پرداخت پول از آنجا دور ميشد.

خانم "ف" معمولا به جلسات قرآن و دروس ديني هم ميرفت. يكروز همان خانم را در جلسه قرآن ديد كه بچه اش هم همراهش بود. ايشان روي يك كاغذ چند خط به اين مضمون نوشت:

خانم محترم... من كار شما را در ميادين ميوه ديده ام ... شما كه به جلسه قرآن ميآئيد صحيح نيست كودك خود را از مال حرام تغذيه كنيد و راه دزدي را از حالا به او نشان دهيد.... لطفا به دروس ديني كه اين كارها را منع ميكند بيشتر توجه كنيد و انشاالله از اين ببعد به راههاي ناصواب نرويد.... متأسفم اگر بگويم كه در صورت تكرار من ناچار مراتب را به صاحبان مغازه و پليس اطلاع ميدهم.

هنگاميكه جلسه قرآن تمام شد و همه عازم رفتن شدند در يك فرصت مناسب خانم "ف" كاغذ را به بچه او داد و گفت اينرا به مادرت بده.

خودش هم همراه جمعيت از آنجا خارج شد ولي ديد كه بچه كاغذ را به مادرش داده است.