ازدواج...
ازدواج...
نوشته همایون رقابی
مرد و زن برای زندگی و ادامه حیات انسانها بیکدیگر احتیاج دارند. مسئله اصلی برآورد کردن نیاز های مختلف انسانها و جامعه آنهاست.
قوانینی که در این مورد وجود دارد برگرفته از ادیان مختلف است که هیچکدام توجهی به این مسائل نکرده اند.
در رابطه با نوع ازدواج باید دید جامعه به کدام طریق برای این امر احتیاج دارد. در این مسیر تحقیر زن و رفتار با وی بمانند یک کالا، واقعا غیر انسانی و غیر قابل قبول است.
اگر در جامعه ای تعداد زنها زیاد بود ناچار باید قوانین درستی بوسیله متفکرین و دانشمندان برای چند همسری وضع گردد و عمل شود، و اگر تعداد مرد زیاد بود عکس این قضیه باید انجام گیرد.
در هر دو حالت نباید شخصیت زن یا مرد بخاطر ازدواج تحقیر شود .
با در نظر گرفتن اینکه زن در زندگی بزرگترین بار و مسئولیت را همواره بر دوش دارد ، هر قانونی در مورد ازدواج بتصویب برسد باید حق بانوان را با احترام بسیار برای ایشان رعایت نمود.
به قوانین دینی اصلا نباید توجه کرد. چون این قوانین از طرف خداوند نیستند و طرفداران آن ها متعصبانه شخصیت زن را در زندگی مشترک خرد میکنند .
صیغه کردن بدتر از فحشاء میباشد و هرج و مرجی که از این طریق در روابط بین زن و مرد بوجود میآید تاسف انگیز و غیر قابل قبول از نظر انسانیت است.
تفاوت فحشا و صیغه پولیست که برای خواندن ذکر صیغه به واسطه کار داده میشود .
در این مورد میشود بسیار صحبت کرد ولی بنظر من همیشه باید مقام و شرافت انسانی را در رأس قوانین قرار داد.
وجود قوانین غلط باعث میشود که در زندگی مشترک، مسئله خیانت های پنهانی پیدا شود و از این طریق فجایعی بوجود آید که مورد قبول عقل و انسانیت نیست.